نقش معلم در محیط های هندسه پویا
پژوهشگران نقش معلم را در گونههاي متفاوت توصيف كردهاند. همانطور كه گراوميجر (1989) توضيح ميدهد، فرودنتال نقش معلم را نوعي راهنما ميداند كه مسير يادگيري را به دانشآموزان نشان ميدهد. در اين نقش معلم اين امكان را فراهم ميكند كه دانشآموزان در مسير مشخصتري حركت كنند و مفاهيم رياضي را در ذهن خود بپرورانند. شونفلد (1989) نقش معلم را به عنوان يك قدرت فرض ميكند و پيشنهاد ميدهد كه فرآيند تشخيص و تاييد مطالب بايد در كلاس و مشاركت دانشآموزان صورت بگيرد. بال (1993)، چازان و بال (1999)، كلارك (1993) و كالينز، براون و نيومن (1989) نقش معلم را به عنوان تسهيلكننده فرآيند پرسش عنوان ميكند و معتقدند كه دانشآموزان بايد مشاركتي فعال داشته باشند.
در ميان همه اين عقايد همگي بر اين باورند كه معلم صرفاً انتقالدهنده علم نيست.

نقش معلم در مدل بروسیو
بروسیو (1997) در نظريه آموزشي خود دو نقش عمده براي معلمين رياضي ارائه ميدهد:
1. انتقال
2. نهادينه كردن
او در توصيف فعاليت يادگيري اظهار ميكند:
در خلال زماني كه مسئله را بررسي ميكند و جواب آن را ميدهد معلم از مداخله ميپرهيزد و مطالب مورد نظرش را به دانشآمو انتقال نميدهد… اين شرايط پيشنيازي براي شرايط گستردهتر است. در واقع معلم قصد دارد شرايط آموزشي را به دانشآموز منتقل كند. دانشآموز نيز مستقل ميشود و تعامل مفيدي پيدا ميكند (ص 30).
در مدل بروسیو مرحله پس از انتقال، نهادينه كردن نام دارد. در اين مرحله معلم مفهومها را از منظر خود با دانشآموزان سهيم ميشود. فرضيه بروسیو به تمايل طبيعي معلمين براي پيشرفت مهارتهايي كه به دانشآموزان كمك ميكند پر و بال ميدهد. در اين فرضيه معلم در مورد آنچه كه به دانشآموزان ميآموزد هدفمند است (ساترلند و بالاچف، ص 6).
منبع:
Patricia, M. (2001), Supporting Student Efforts to Learn with Understanding: An Investigation of the Use of JavaSketchpad Sketches in the Secondary Geometry Classroom, Department of Curriculum, Teaching and Learning, Ontario Institute for Studies in Education of the University of Toronto
